السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

32

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

نهج‌البلاغه شريف ، فصاحت و بلاغت نامه على بن ابى طالب است كه سيد الشريف الرضى عالمِ بزرگ شيعه ( قرن 4 ه / 10 م ) آن را جمع آورى و تنظيم كرده است . با توجه به اهميت بسيار زياد اين كار در مذهب تشيع ، مانند اهميت آن براى دوست‌داران زبان عربى ، جالب توجه است كه در زبان‌هاى اروپايى چقدر كم به آن توجه شده است . « 1 » گذشته ازاين بسيارى از نويسندگان پيش‌تاز در زبان عربى مثل طه حسين و كرد على در شرح زندگى خود ادعا كرده‌اند كه با مطالعه نهج البلاغه شيوه نوشتن خود را در عربى به كمال رسانده‌اند ، در حالى كه انديشه ورزان شيعه نسلى بعد نسل ديگر ، در معناى آن تفكر و آن را تفسير كرده‌اند . علاوه بر اين ، دعاهاى كوتاه و مَثَل‌هاى اين كتاب به طور وسيعى بين مردم گسترش يافته است ، هم در ادبيات كلاسيك و هم در ادبيات عامه ، نه تنها عربى بلكه در فارسى ، و در زبان‌هاى تحت تأثير فارسى مثل زبان مردم مسلمان اردو زبان نيز وارد شده است . در نهج‌البلاغه ، در كنار پندهاى معنوى ، اصول اخلاقى و رهنمودهاى سياسى ، چندين مبحث قابل توجه در زمينه متافيزيك با توجه به مسئله توحيد نيز وجود دارد . اين كتاب هم روش خود را براى شرح و بيان دارد و هم واژه‌هاى فنى دقيق كه آن را از ديگر مكتب‌هاى مختلف اسلام كه با متافيزيك ارتباط دارند ، متمايز مىسازد . محققين غربى مدت زمان بسيارى صحت انتساب آن را به امام اول ، نمىپذيرفتند

--> ( 1 ) . اين كار چندين بار ، چه به صورت جزئى و چه كلى به زبان هندى و پاكستانى در شبه قاره به فارسى و در ايران ترجمه شده است . اما هيچ كدام از آن‌ها خيلى مناسب نيست . يك ترجمه جديد نيز آقاى S . H . Jafri ( جفرى ) آماده كرده كه انتظار مىرود به زودى منتشر شود و ما نيز اميدواريم كه شرايط سخت صحت معنا و زيبايى ادبى متن را برآورده كرده باشد . برخى از اين دعاها را C . Padwick در كتاب عبادات مسلمانان ، london ، 1961 ترجمه كرده است . .